ابراهيم عاملي ( موثق )
152
تفسير عاملي ( فارسي )
« إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا يَتَوَفَّوْنَهُمْ » 36 فخر : ابن عبّاس گفته است : يعنى هنگام مرگ ملك الموت با مأمورين خود سر وقت كفّار ميروند و از در سرزنش به آنها مىگويند معبودهاى شما كجا هستند ؟ زجّاج و حسن بصرى گفتهاند : يعنى در عالم ديگر ، ملائكه ى عذاب همه ى مستحقّين را بسوى جهنّم مىبرند بطورى كه كسى باقى نميماند و استيفاى تمام مستحقّين مىشود . « لَعَنَتْ أُخْتَها » 37 فخر : يعنى لعن و نفرين مىكند آن دسته را كه جلو رفته است و خواهر دينى او است و مقصود آن است كه مشرك مشرك را نفرين ، و يهودى يهودى را و مسيحى مسيحى را و همچنين هر دسته خواهر دينى و همكيش خود را نفرين مىكند . « قالَتْ أُخْراهُمْ لأُولاهُمْ » 37 فخر : مقاتل گفته است : يعنى دسته اى كه بعد رفته است به آنكه جلو رفته ميگويد ، در مجمع البيان از ابى مسلم نقل كرده است يعنى آن رؤسا و پيشواها كه جلو بودند نفرين ميشوند بوسيله ى پيروها و اتباع كه در مرتبه ى آخر بودند « 1 » . « هؤُلاءِ أَضَلُّونا » 37 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى بتپرستى را براى ما شروع كردند : بعضى گفتهاند : يعنى ما را ببد دعوت كردند و از راه راست جلو - گير شدند ، و از امام صادق عليه السّلام روايت شده است : مقصود پيشواهاى ناحقّ و حكومتهاى ظالم است . امام فخر : ممكن است چون آنهاى آخر بعده ى اوّل احترام ميگذاشتهاند ، و آنها را پيش قدم و به راه حقّ ميدانستهاند و تقليدشان ميكردهاند ، از اين جهت ميگويند آنها ما را گمراه كردند كه از ما جلو بودند و بناحقّ رفتند ، و ما هم از حسن - ظنّ و ايمان به آنها تقليد كرديم و گمراه شديم . « لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلكِنْ لا تَعْلَمُونَ » 37 مجمع : ابن كثير « لا تَعْلَمُونَ » با ياء خوانده است و ديگر قاريها با تاء خواندهاند .
--> ( 1 ) در تفسير برهان اين نظر آخر را ذكر مىكند .